سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
شمیم انتظار

   1   2   3   4   5   >>   >


مثل هر بار برای تو نوشتم:


دل من خون شد ازین غم، تو کجایی؟


و ای کاش که این جمعه بیایی!


دل من تاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره،


مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد؟


تو کجایی؟ تو کجایی....


و تو انگار به قلبم بنویسی:


که چرا هیچ نگویند


مگر این منجی دلسوز، طرفدار ندارد،


که غریب است و عجیب است


که پس از قرن و هزاره


هنوزم که هنوز است


دو چشمش به ره است


و مگر سیصد و اندی نفر از شیفتگانش، زیاد است، که گویند


به اندازه یک « بدر» علمدار ندارد!


و گویند چرا این همه مشتاق، ولی او سپهش یار ندارد!


****************


و شاید پاسخ امام عصر علیه­ السلام:


تو خودت!


ای مدعی دوستی و مهر شدیدی که به هر شعر جدیدی،


ز هجران و غمم ناله سرایی، تو کجایی؟


تو که یک عمر سرودی «تو کجایی؟»، تو کجایی؟!!


باز گویی که مگر کاستی­ای بُد ز امامت، ز هدایت، ز محبت،


ز غمخوارگی و مهر و عطوفت


تو پنداشته­ای هیچ کسی دل نگران تو نبوده؟


چه کسی قلب تو را سوی خدای تو کشانده؟


چه کسی در پی هر غصه­ی تو اشک چکانده؟


چه کسی دست تو را در پس هر رنج گرفته؟


چه کسی راه به روی تو گشوده؟


چه خطرها به دعایم ز کنار تو گذر کرد؟


چه زمان­ها که تو غافل شدی و یار به قلب تو نظر کرد؟...


و تو با چشم و دل بسته فقط گفتی


تو کجایی؟! و ای کاش بیایی!!


هر زمان خواهش دل با نظر یار یکی بود، تو بودی...


هر زمان بود تفاوت، تو رفتی، تو نماندی


خواهش نفس شده یار و خدایت،


و همین است که تاثیر نبخشند به دعایت،


و به آفاق نبردند صدایت


و غریب است امامت


من که هستم،


تو کجایی؟


تو خودت! کاش بیایی


به خودت کاش بیایی...!


به خودت کاش بیایی...!


نوشته شده در جمعه 11/1/91 ساعت 12:1 عصر توسط: نشریه حضور (مختص امام عصر عج) | نظر | موضوع:



بسـم رب المهــدی




السـلام علیکــ یـا ربیـع الأنـام و نضـره الأیـام


سـلام بـر تـو ای بهـار خلایـق و خرمـی روزگار!




مولایم ما را ببخش که یک عمر چه کودکانه نشستیم و انتظار کشیدیم تا صدای شلیک یک توپ ، نوید آمدن بهار را سردهد. ای صد افسوس که تو بهار بودی ومن بی تو هر فروردینم دی بود و نمی دانستم. صادق (ع) آل محمد(ص) فرموند: که نوروز و اول بهار روزی است که ما توقع فرج حضرت مهدی (عج) را داریم. کودک که بودم پدرم جمعه ها صبح درب خانه را آب و جارو می کرد تا اگر مولا از آن حوالی عبور کند ... و نو روز هر باره این حس را در من زنده می کند. مردمی را می بینم که سراسر شوق و شورند ، خانه تکانی می کنند و لباس های نو برتن...


اما برای چه ؟ برای که ؟


اینان منتظرند تا بهار شود ؟


سالهاست می اندیشم که هنگام بهار مگر چه می شود که اینگونه به هم می ریزیم ، مهربان می شویم، به سراغ هم می رویم و از همه مهمتر منتظر می شویم... انتظار ... سالهاست به لحظات سال تحویل و یک دقیقه ای که قبل از حلول سال نو همه ساکتند و نفس ها را در سینه حبس می کنند می اندیشم! و هر ساله هیچ اتفاقی نمی افتند!!!  کجایی ای ربیع الأنام و نضره الأیام؟   نمی دانم ، شاید از گذشته به ایرانیان اینگونه آموختند تا رزمایش ظهور برگزار کنند ... وصد افسوس که ره گم کردیم و انتظار خورشید را کشیدیم و حال آنکه تو خود خورشید بودی و ما ندانستیم. ای کاش دقایقی تمام نفس ها برای تو حبس می شد و همه با هم زمزمه می کردند دعای عهد و ندبه و فرج را ... و ای کاش هفت سین مان را در جمکران می گستردیم...  و در آن به جای سفره ، "سجاده ای" می انداختیم به گستردگی زمین... و "ستاره ای" از آسمان به زیر می کشیدیم به یاد تو...  و " ساعتی" برای شمار ثانیه هایی که بی تو گذشت  و "سدر" را به یاد سدره المنتهی مصطفی (ص) بر سجاده می ریختیم! و "سیصد و سیزده سرباز" و "سلاحی" به نشان پایدبندی بر سوگندی که با تو بسته ایم تا خونی که در رگهایمان است نذر تو باشد که چه نیکو در عهد آموختیم بسراییم " شاهِراً‌ سَیْفی ، مُجَرِّداً قَناتی، مُلَبِّیاً دَعْوَةَ الدّاعی فِی الْحاضِرِ وَ الْبادی " و با شمیشر آخته ، و نیزه برهنه ، پاسخ ‌گویان به نداى آن خواننده بزرگ در شهر و بادیه ایم. و سین ششم سجاده مان را از خدا می خواهیم تا "سرمه" کشد چشمانمان را به وصال دیدارش... و شنوا سازد شنوایی مان را به نوای انا المهدی...


اَللّـهُمَّ اَرِنیِ الطَّلْعَةَ الرَّشیدَةَ ، وَ الْغُرَّةَ الْحَمیدَةَ وَ اکْحُلْ ناظِری بِنَظْرَة منِّی اِلَیْهِ


و سین هفتم را نیز من بر این سجاده می نشانم " سلام علی آل یاسین".






ماخذ نامه: هرچه خواستم از نوروز بنویسم، خط خوردگی هایم زیاد شد... تا اینکه این متن زیبا را در وبلاگ شخصی آقای رائفی پور مشاهده کردم. گویا از دل من نوشته بود. پس چون دل خواست و پسندید، آوَردَمش...


تبریک نوشت: سال خوبی را برای شما آرزو دارم...




هدف اینست که ره گم نشود


نوشته شده در جمعه 4/1/91 ساعت 9:20 صبح توسط: نشریه حضور (مختص امام عصر عج) | نظر | موضوع:


از سر کوچه ی یک دسته شقایق امروز
می وزد بوی نسیم
می رسد عطر بهار
***


هم نفس با گنجشک
همره شبنم موسیقی موزون نسیم
از تن کوزه ی مرطوب سحر
از لب سبز دعا
می طراود گل سرخ
***


توسن تیزتک ذکر سحرگاهی من
می برد همره خویش
تا علفزار وصال
دقتر واژه ی دلتنگی را
***


زائر خسته ی چشمان ترم
بر سر راه امید
سالها منتظر است
سالها چشم به ژرفای افق دوخته ام
باد ، در حوض وضو می گیرد
چشمها غسل زیارت کردند
زیر باران سرشک
***


همره باد سحر
سفری باید کرد
تا دیار گل سرخ
تا صریح لب شیرین نگار
***


تشنه ام
تشنه ی کشف و شهود
تشنه ی دیدن لبخند گل سرخ انارم شب و روز
***


من به همراه نسیم
همسفر با گل سرخ
پا به پای صلوات
جمعه را می جویم
***
باد از بیشه ی سرسبز دعا می آید
از گلستان مفاتیح و جنان
منتظر باید ماند
فصل روئیدن گل نزدیک است
می وزد از طرف قبله ی سجاده ی من
نفس صبح بهار
بوی یک باغ امید
عطر یک جمعه ی سبز
فصل گل نزدیک است
لاله از سینه ی دشت
سبزه از دامن کوه
کبک با قهقهه گفت
منتظر باش
که خورشید طلوع می کند از مغرب عشق
***
سنبل از چینه ی باغ
اشک های گل حسن
خنده ی شانه به سر
نغمه قمری مست
می سرایند گل نرگس را
***
باغ پر می شود از نرگس مست
دشت پر می شود از گندم عشق
باز دل وسوسه ی خوردن گندم دارد
امتحان نزدیک است
***
اقتدا می کنم اینک به پدر
که به یک لحظه و یک جا
همه رضوان را
به دو گندم بفروخت
***
راه من لیک جدا می شود از راه پدر
من ز راه دگری خواهم رفت
از گذرگاه جنون
کوره راهی که از آن
همه ی اهل ملامت رفتند
***
از خیابان حضور
از گذرگاه شهود
تا بیابان فنا
از خم کوچه ی رندان غزل خواهم رفت
***
من تفال به غزل خواهم زد
به کتاب غزل پیر خمین
تا قسم یاد کنم یوسف را
که به مکاره ی بازار جنون
جمعه بازار وصال
بهر خال لب دوست
ناخلف باشم اگر من
همه هستی را
به جوئی نفروشم


((یا اباصالح المهدی ادرکنی))


نوشته شده در سه شنبه 1/1/91 ساعت 11:58 صبح توسط: sheitoon | نظر | موضوع: منتظر

   1   2   3   4   5   >>   >


منوی اصلی

 RSS 
صفحه نخست
نرم افزار مهدوی شمیم انتظار
دوره آموزش مهدویت - نگین آفرینش
زندگی نامه حضرت
حکومت در زمان غیبت
مدعیان دروغین
غرب و مهدویت
پرسش و پاسخ
شهدا و امام زمان
وظایف منتظران
خانواده مهدوی
کودکان و امام زمان
مقالات
حرف دل
زائرین کوی محبت
کرامات حضرت
دیار یار
نگار خانه
همراه مهدوی
مهدی بلاگ

لحظات انتظار

امروز: دوشنبه 1 خرداد 91
بازدید امروز: 7
بازدید دیروز: 56
کل بازدید ها: 41486

لوگو و نویسندگان وبلاگ


 شمیم انتظار
مدیر وبلاگ : نشریه حضور (مختص امام عصر عج)[155]
نویسندگان وبلاگ :
.*.هاتف.*.
.*.هاتف.*. (@)[2]

ملوسک
ملوسک (@)[1]

sheitoon
sheitoon (@)[6]


ذکر تعجیـل فرج رمز نجات بـشر است مابر آنـیـم که ایـن ذکر جهانی بـشـود

مطالب خواندنی

» عوامل پیدایش مدعیان دروغین [18]
» ماه رمضان با امام زمان [11]
» شیوه های مدعیان دروغین مهدویت [47]
» وظیفه منتظران حضرت ولیعصر [40]
» مدعیان دروغین مهدویت [572]
» سری اول کتب مهدوی مخصوص موبایل [310]
» غیبت یا حضور؟ مسئله این است! [22]
» بررسی نقش آمریکا در عصر آخر الزمان [733]
» دوره آموزش مهدویت (نگین آفرینش) [161]
» سرود های زیبا پیرامون امام زمان مخصوص کودکان و نوجوانان [158]
» خاطره ای از سید آزادگان شهید ابوترابی [335]
» دولت پایدار حق فرا می رسد [23]
» نقاشی های مهدوی ویژه کودکان [48]
» تصاویر قدیمی مسجد جمکران [100]
» ویژگى‏هاى مسجد سهله [35]
[آرشیو(15)]

آخرین یادداشت ها

آخرین اخبار مهدوی

جستجو

Google


در این وبلاگ
در کل اینترنت

لینک دوستان

پرسپولیس
****شهرستان بجنورد****
حامیان ولایت
دوستدار علمدار
برادران شهید هاشمی
شاه تور
پلاک 40 ... سرداران بی پلاک
نشریه حضور
جوک پیامک مناسبتی داستان های طنز پ نه پ های جدید
قلب خـــــــــــــــــــــــــــاکی
sindrela
بوی سیب
تجربه های مربی کوچک
فقط من برای تو
داود ملکزاده خاصلویی
شیدائی
*مظلومیت اهل البیت(علیهم السلام)*
افســـــــــــونگــــر
**قافله نت**
خبرهای داغ داغ
پایگاه بسیج شهید کریم مینا سرشت
زازران همراه اخر
راه را با این (ستاره ها) می توان پیدا کرد
fazestan
مسأله شرعی

یا ایا صالح المهدی